مرغی از شاخه پرید...
آفتابی تاریک؛ سایه واری روشن...
روزهایی تاریک؛ و شبانی روشن...
مرغی از شاخه پرید. سگ زردی خندید. کک کسی را نگزید.
در هیاهوی ناپالم و گل سرخ، شاعران جمله سیاست پیشه، دیپلماتها همه واعظ؛
در میان نفس آفریقا، شاخی از میگ و کلاشینکف و سام، شاخی از آهن فریادشکن.
آسیا، یک دهن باز، گدا، گشنه ، اسیر؛ در عوض صاحب هفتاد زعیم...
و دو صد شیخ و هزاران تسبیح،همه دارای کرامات عجیب...
نفت، گاز، رولزرویس روباز؛ جت برای پرواز...
و جهان منطق جنگل، پر شیر، پر گرگ، پر روباه؛ همه دارای گرین کارت، همه با مارک دیور.
مرغی از شاخه پرید. سگ زردی خندید. کک کسی را نگزید
دوستانی دشمن، دشمنانی دشمن؛ آسمانی دشمن، باغهایی دشمن...
شعرهایی دشمن، بوسه هایی دشمن...
روزهایی دشمن، هفته هایی دشمن؛ ماههایی دشمن، سالهایی دشمن...
قرنهایی دشمن، دورهایی دشمن...
من با من دشمن، توی با من دشمن...
من با تو دشمن، همه با هم دشمن...
سبدی از گل خشم... مشتی از آب زلال کینه...
ماهتابی نیرنگ... شعرهایی همه از جنس ستم...
غزلی از فریاد... قطعه ای از اندوه...؛ یک قصیده، دو رباعی، سه مسّمط؛ همه از واژه بد...
مرغی از شاخه پرید. سگ زردی خندید. کک کسی را نگزید
چند تایی تازی، با سس اسرائیل؛ یک سبد افغانی، دو سه میلیون چینی...
بیفتکی از کامبوج، جوجه خوشمزه ای از لبنان؛ دلمه ای فلفلی از هندی ها و خلالی با عاج زئیر...
یک دو بسته پینوشه، یک دو قبضه حسن و عبدا...؛
دو فلسطینی، یک دو جین چینگ و کمی چانگ، همه از جنس اصیل تایوان...
یک ناهار دلچسب، در گوآدالوپ - یالتا؛ یا هر جای دگر...
بنشینید...، بفرمائید...؛ آقایان...، صاحب ها...
و نشستند و نشستند و نشستند...
توی بشقاب بجای نان؛ نقشه دنیا بود...
مرغی از شاخه پرید. سگ زردی خندید. کک کسی را نگزید
* شعر فوق نرجمه ایست منسوب به استاد احمد شاملو که در برنامه ای با عنوان « کانال 2 » که احتمالاً با صدای ایشان پخش شده است.
